تبليغاتX
از درد دندون بد تره ؟

از درد دندون بد تره ؟

تنهایی رویایی ایست زیبا و به یاد ماندنی

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

 

دیروز با یک دسته گل آمده بودی به دیدنم

   با یک لبخند مهربان که سالها انتظارش را می کشیدم

   گریه کردی وگفتی :

 دلت برایم تنگ شده ... »              

 و من تنها نگاهت کردم و سکوت !

 وقتی رفتی

 سنگ قبرم از اشکانت خیس شده بودند ...

  کاش هیچگاه برای دیر شدن ٬ دیر نمی شد ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 17:28  توسط دختری با دندان های مصنویی  | 

رویا

New Page 6

شاید این صفحه همان پنجرهء رویایی است
که من از شیشهء شفاف لغات
روی زیبای تو را می بینم

گاه تابیدن مهتاب حضورت و نسیمی که معطر به تو و شادابی است
می خورد بر تن این پنجره ی رویایی
واژه ها می خوانند، غزل مستی تو، شعر بیتابی من

ای صدایت پر از آرامش روح
و دلت آینهء پاک وجود
باورت هست که من
نغمهء وصل تو بر لب دارم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 22:9  توسط دختری با دندان های مصنویی  | 

مرگ من نزدیک است

New Page 3

رفتنم نزدیک است
مرگ من نزدیک است
مرگ من سایه وار
از پس من زمین را می کاود
مرگ من هم آغوشم
در بستر بیداری می خندد
مرگ من در پشت پنجره
در انتظار رسیدن می گرید
مرگ من ساده است
مرگ من سرخ است
مرگ من سرد است
مرگ من سرمست از من
آواز رسیدن می خواند
مرگ من در میخانه قلبم
شراب حسرت می نوشد
مرگ من نزدیک است
مرگ من دست در دستم
کوچه ها را در انتظار رسیدن به کوچه ای بن بست
تا آخر زمین گردش می کند
مرگ من آواز چکاوک است
در کوچ زمستانی
مرگ من دشتی است
به وسعت ابدیت
مرگ من سراسر خون است
از فرق شکافته فرهاد
مرگ من نزدیک است
مرگ من از غروب خورشید سرخ است
مرگ من حسرت رسیدن است
مرگ من ابتدای ازل نیست
و انتهای ابدیت هم نخواهد بود
مرگ من تنفس ماهی است
در خفگی حوض
مرگ من ستاره ای است
در آسمان هفتم
مرگ من بر روی شانه ام
آواز هوسناکی در گوشم زمزمه گر است
مرگ من آغازی بر رسیدن بهار
در تمام اعصار تاریخ است
مرگ من کوچ پرستو نیست
مرگ من گریه شمع نیست
مرگ من بال پروانه نیست
که در شبهای انتظار با شعله شمعی بسوزد
مرگ من بید مجنون نیست
که با نسیمی از حسرت نگاهت بلرزد
مرگ من شیون ندارد
مرگ من شیرین است
اما هیچ فرهادی عاشق ندارد
مرگ من لیلی است
اما هیچ آواره مجنونی ندارد
مرگ من نزدیک است
مرگ من از پشت صبح پیداست
مرگ من در طلوع آسمان پیداست
مرگ من از پشت بال پروانه پیداست
مرگ من در آیینه چشمانم پیداست
در صدای جویبار پیداست
در صدای دریا پیداست
در سکوت کوه پیداست
در هاله ماه پیداست
مرگ من نزدیک است
مرگ من فرداست
فردایی که خورشیدش از ماه نور می گیرد
فردایی که گلهایش همه ستاره
می فهمم که آمدنش نزدیک است
می فهمم که حسرت چشمانش در چشمانم آبی است
می فهمم که با طلوع فردا
مرگ من نزدیک است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 20:9  توسط دختری با دندان های مصنویی  | 

من بر گشتم ..سلام !!!!

You're my heart, you're my soul
تو در قلب منی ،تو در وجود منی
Deep in my heart, there's a fire –a burning heart
در عمق قلبم،آتشی است – قلبی سوزان
 Deep in my heart, there's desire – for a start
در عمق قلبم، آرزوئی است، برای آغاز
I'm dying in emotion
من در احساساتم می ميرم
It's my world in fantasy
دنيای من در خيالات است
I'm living in my, living in my dreams
من در رؤياهايم زندگی می كنم،در رؤياهايم
You're my heart, you're my soul
تو در قلب منی،تو در وجود منی
I'll keep it shining everywhere I go
هر جا كه بروم، جلوه گرش خواهم كرد
You're my heart, you're my soul
تو در قلب منی ،تو در وجود منی
 I'll be holding you forever, stay with you together
تو را برای هميشه نگه خواهم داشت، همواره در كنارت خواهم ماند
You're my heart, you're my soul
 تو در قلب منی ،تو در وجود منی
Yeah, I'm feeling that our love will grow
آری احساس ميكنم كه عشقمان شكوفا ميشود
You're my heart, you're my soul
تو در قلب منی ،تو در وجود منی
That’s the only thing I really know
اين تنها چيزی است كه واقعا ميدانم
Let's close the door and believe my burning heart
بيا در را ببنديم و به قلب سوزانم ايمان بياوريم
Feeling all right, come on, open up your heart
راحت باش ، بيا و آتشی در قلبت بيفروز
I'll keep the candles burning
شمعها را روشن نگه خواهم داشت
Let your body melt in mine
بگذار وجودت در من آب شود
I'm living in my, living in my dreams
من در رؤياهايم زندگی می كنم،در رؤياهايم

WMV  9.93 MB  (ویدئو)

MP3   4.46 MB

 

 

 

سلام  میدونم خیلی وقته که نبودم و لی یه مشکلی پیش اومده بود متاسفم

 خودم این آهنگ رو  خیلی دوس دارم   به عنوان عذر خواهی بپذیریدش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 17:45  توسط دختری با دندان های مصنویی  | 

ماه من غصه نخور

آنکه می گوید دوستت دارم

دل اندوهگین شبی ست که مهتابش را می جوید

کاش عشق را زبان سخن بود

 
 

خيلی کم می شه کسی رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گريه پناه آدماست

تر و تازه موندن گل؛مال اشک شبای ماست

خدا رو چه ديدی شايد فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنجرمون بازه هنوز

باغچمون غرق گلای ناز و عاشقه هنوز

ماه من غصه نخور شمدونيا صورتين

دلايی که بشکنن چون عاشقن قيمتين

ماه من غصه نخور سبک می شی بارون بياد

توی عاشقی بايد نترسيد از کم وزياد

توی اين قصه دلا يه وقتايی عروسکن

کار دنيا همينه ؛تولد و مردن داره

زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره

به نتيجه می رسه آخر يه روز عبادتت

ماه من غصه نخور خيليا تنهان مثل تو

خيليا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو

اونی که غصه نداشته باشه ؛آدم نمی شه

ماه من غصه نخور حافظ واست وا می کنم

شعراشو می خونمو تورو مداوا می کنم

ماه من غصه نخور دنيا رو بسپار به خدا

هردومون دعا کنيم؛توهم جدا منم جدا
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 19:22  توسط دختری با دندان های مصنویی  | 

تنهایی عاشقانه من

توی خواب و توی رویا ،رو دلم تو پا گذاشتی

                                     اینجا تو بیداری اما دلمو تنها گذاشتی

         اومدی با اسب بالدار تو شبای بی ستاره

                                  اما پس چرا نگفتی که دلت دوستم نداره

         اومدی قدم گذاشتی تو به آرومی تو دنیام

                                به همون لطافتی که ،گم شدی تو خواب و رویام

          اومدی وقتی که شب بود ،تو به آرومی کنارم

                              ولی افسوس وقتی صبح شد من دیدم تو رو ندارم

           اومدی مثل کسی که می تونست ترانه باشه

                              واسه موندن من بهترین بهانه باشه

           اومدی شدی کسی که تا همیشه بهترینه

                            ولی افسوس که نموندی آخر قصه همینه

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:51  توسط دختری با دندان های مصنویی  | 

خانه ام خالی

خانه ام  خالی  و  قلبم  باده نوش

کاسه چشمم  سبوی می فروش

کوزه ام خالی ! پی هر چشمه ایی

سوخت جانم! باز هم گویی خموش؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:56  توسط دختری با دندان های مصنویی  | 

عاشقانه

New Page 1

 

عشق مرگ نيست زندگی است .

                         سخت نيست عين سادگی است .

                                        عشق عاشقانه های باد وگندم است .

   اولين پناهگاه کودکی آخرين پناهگاه آدم است.

                        زندگی زيباست حتی اگر کور باشی ،

                       خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی ،

                       مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی ،

                        اما بی ارزش است اگرثانيه ای عاشق نباشی !

اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با ياد چشمان بارانی ات شکسته

 تر می شود هيچ گاه به من پشت نمی کردی اگر می بينی کسی به روی

 تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.

رفت ، رفت ، رفت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:21  توسط دختری با دندان های مصنویی  |